ابو الفضل مير محمدى زرندى
91
تاريخ و علوم قرآن ( فارسى )
پس اين آيات شريفه دلالت دارد بر اينكه علوم پيغمبر از حين تولدش نبوده بلكه بعدا به آن حضرت عطا شده است و پيدا است كه اين آيات ، در رابطه با اثبات مطلب و يا نفى آن ، هيچگونه دلالتى ندارد . بله كسانى كه معتقدند پيغمبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) قبل از نزول تدريجى قرآن به آن آگاه بوده بايد اقامه دليل كنند چنانچه كرده و گفتند . 1 - آيهء شريفه : « وَ لا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يُقْضى إِلَيْكَ وَحْيُهُ وَ قُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْماً » « 1 » : تو در قرآن عجله نكن قبل از آنكه وحى آن به تو برسد و يا تمام آن به تو برسد و بگو : پروردگارا بر علم من بيفزاى . مرحوم علامه طباطبائى با اين آيهء شريفه استدلال كرده بر اينكه آن حضرت قبل از نزول تدريجى قرآن ، به آن آگاه بوده زيرا خداى تعالى پيغمبر خود را از شتاب در قرائت قرآن نهى مىفرمايد ، تا اينكه وحى آن به او برسد پس اگر پيغمبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) عالم به قرآن نبوده نهى از آن معنا ندارد « 2 » . دو احتمال ديگر در معناى آيه در تفسير آيه - همانطور كه مفسرين گفتهاند - احتمالاتى است از جمله اينكه بگوييم : تو اى پيغمبر در نزول قرآن عجله مكن و نزول آن را به خداى تعالى واگذار تا بر طبق مصلحت ، نازل فرمايد و در لغت عرب وقتى بگويند « عجل به » يعنى دير مىپندارد و خيال مىكند دير شده است « 3 » . و اين معنا بر طبق تقسيم بندى مجمع البيان وجه سوّم است چنانچه مىنويسد : اما وجه سوم اين كه بگوييم : خداى تعالى به پيغمبرش امر مىكند كه در نزول قرآن ، بى صبرى و شتاب نكند كه ، خود در موقع مقتضى آن را نازل مىكند « 4 » . اما زمخشرى ، احتمالى ديگر در تفسير آيه داده و مرحوم شيخ طبرسى آن را در تفسير خود ، اول وجوه و احتمالات قرار داده است و آن اين كه : اى پيغمبر ! قرآن را قبل از آنكه جبرئيل
--> ( 1 ) سوره طه ، آيهء 114 . ( 2 ) تفسير الميزان ، ج 15 ، ص 215 . ( 3 ) اقرب الموارد ، ج 2 ، ص 347 . ( 4 ) مجمع البيان ، ج 7 ، ص 32 .